مهارت های زندگی ( ۳۷ ) فصل پنجم؛ انواع موضوعات و سطوح مختلف مهارت های زندگی/قسمت هشتم : شناخت هیجان و راه های مدیریت و کارکرد مناسب آن (۱ – مقدمه – تعریف )

 

هیجان در واقع پاسخی است که به احساسات مان می دهیم. افکار، باور ها و انتظاراتی که داریم پاسخ ما را در هیجان مشخص می کند. به همین دلیل یک هیجان می تواند پاسخ های متفاوتی را در افراد مختلف ایجاد کند. همچنین تغییرات جسمی مانند افزایش ضربان قلب ، گشاد شدن مردمک چشم یا افزایش تعداد تنفس را در هیجاناتی مانند ترس یا خشم ممکن است تجربه کنیم. این هیجانات بخشی طبیعی از زندگی افراد است که خصوصا در سن نوجوانی ممکن است پررنگ تر از دیگر سنین به نظر برسد. جلوهٔ چهره ای مهم‌ترین شکل ارتباط هیجانی هستند.

مبحث : فرهنگی پرورشی
عنوان اصلی : مهارت های زندگی
عنوان فرعی : توضیح مهارت شناخت هیجان و راه های مدیریت و کارکرد مناسب آن
عنوان فرعی تر : مقدمه ( تعریف )

مقدمه :
صدای ترمز شدید و صدای شدید تر خوردن ۲ تا ماشین به هم…
مرد اول ، از ماشین میپره بیرون در حین آماده شدن برای زدن مشت پای چشم نفر دوم میگه : گاریچی می پیچی جلوی من ؟…
مرد دوم در حال آماده شدن برای زدن لگد توی شکم مرد اول میگه : گاریچی خودتی کی بهت گواهینامه داده؟…
مرد سوم هیچ کاره اون وسط داد میزنه : مشت اول صد تومن…
در زندگی روزمره‌ی خود همواره با حوادث و اتفاقات مختلفی مواجه و یا از وقوع آن‌ها مطلع می‌شویم که هر یک از آن‌ها احساسات یا هیجاناتی را در ما پدید می‌آورند که یقیناً در شکل دادن رفتارهای ما تأثیر‌گذار است. مثلاً وقتی خوش‌حال هستیم به معنای آن است که اتفاق خوبی را پشت‌سر گذاشته‌ایم.
هنگامی که غمگین هستیم، احتمالاً حادثه‌ی ناگواری پیش آمده است. همه‌ی هیجانات و احساسات ما تجربه‌های درونی هستند که هنگام بروز رخدادها حس می‌کنیم. مانند : هیجان خشم، عصبانیت، عشق و محبّت، تنفّر، امید یا ناامیدی، غم، شادی، ترس، نگرانی و اضطراب و … .
از ویژگی پاسخ‌های هیجانی آن است که سریعتر از پاسخ‌های عقلی عمل می‌کند، ولی از دقت کافی برخوردار نیستند.
برای مثال: وقتی دوستمان به سلام ما پاسخ ندهد، ممکن است فکر کنیم رفتار او توهین و گستاخی به ما بوده، در نتیجه هیجان خشم در ما به وجود خواهد آمد، در صورتی که اگر فکر کنیم که احتمالاً، او امروز با مشکلی درگیر است و حالش خوب نیست، دیگر خشمگین نخواهیم شد و … ممکن است هیجان شبیه به دلسوزی را تجربه نماییم. اگر با حالات هیجانی مثل غم، خشم یا اضطراب درست رفتار نشود، تأثیر منفی بر جسم و روان‌ ما خواهند گذاشت و پیامدهای ناخوشایندی را برای سلامتی ما در پی‌خواهد داشت.
مدیریت بر هیجانات یکی از مهارت‌های مهم زندگی محسوب می‌شود، که ما نیز سعی می کنیم در این سری مقالات به آن پرداخته و بخشی از آن بیان کنیم.

تعریف ؛ هیجان چیست؟

  • هیجان یعنی واکنش کلی ،شدید و کوتاه ارگانیسم به یک موقعیت غیره منتظره ،همراه با یک حالت عاطفی خوشایند یا ناخوشایند.

  • هیجان یک واکنش احساسی، عاطفی و درونی در اثر عوامل و محرک‌ها ، است . فرد با توجه به ذهنیت خود آنها را تفسیر می‌کند ، هیجان تلفیقی از برداشت‌های ذهنی فرد و محرک‌های بیرونی است…

  • اصولا هیجان یک احساس فردی است، یعنی، ممکن است یک موقعیت معین فردی را کاملا خشمگین کند یا بترساند اما در مورد دیگری هیچ واکنشی به وجود نیاورد.

  • به عبارت دیگر ؛ هیجانات و احساسات تجاربی درونی هستند که در مقابل رخدادهای بیرونی یا درونی در خود حس می‌کنیم، مثل احساس خشم، غم، شادی، نگرانی، ترس و غیره. تجربه احساسات گوناگون در افراد مختلف از نظر شدت و تأثیر آن در رفتار بعدی، بسیار متنوع و متفاوت است.

  • عصبانیت یک هیجان و یا احساس است، و فردی که توانا در مدیریت هیجانات باشد می‌داند این عصبانیت را چه وقت، کجا، با چه کسی و چگونه ابراز کند تا به جای اینکه برایش دردسر تولید کند ، راه گشا باشد.

*معنای لغوی هیجان در فارسی :
هیجان در زبان فارسی کلمه ای است که بیشتر برای بیان احساسات و حالات پرشور و پرانرژی به کار می رود.

معنای لغوی هیجان در ربان لاتین :

اصطلاح هیجان از ریشه لاتین Emovere  به معنی حرکت، تحریک و حالت تنش مشتق شده است. هیجان در زبان متداول با شور، احساس، انفعال و عاطفه معادل است.

هیجان ترجمه ی انگلیسی Emotion است. از نظر ریشه ی لغت ، Emotion یعنی عاملی که ارگانیسم را به حرکت در می آورد. مثلاً خشم عاملی است که فرد را از خود بی خود می کند: شادی ،غم، ترس و نگرانی نیز می توانند نمونه های خوبی از هیجان باشند.

در حال حاضر دو نوع کاربرد برای این واژه وجود دارد:  

۱ـ اصطلاحی پوششی برای تعداد نامعینی از حالات ذهنی. این همان معنایی است که ضمن صحبت از عشق، ترس و نفرت مورد نظر است.  

۲ـ برچسبی برای زمینه‌ای از تحقیقات علمی که به بررسی عوامل محیطی، فیزیولوژیکی و شناختی این تجربیات ذهنی می‌پردازد.

 علاوه بر این کاربردها، اصطلاح هیجان مفاهیم ضمنی دیگری نیز دارد:

حالات هیجانی به طور طبیعی، حاد تلقی می‌شوند و این حالات، تجارب ذهنی هستند که با احساسات تفاوت داشته و از نظر رفتاری با آشفتگی و اضطراب همراه هستند.

*تعریف کلمه هیجان در روان شناسی :

درست است که خشم ،ترس،اندوه، تنفر، شگفتی، حسادت، غبطه و شرمندگی ، همه جزء هیجان ها به حساب می آیند ، تعریف کردن همه ی این حالتها کار بسیار دشواری است. این حالتها بخش های مهم زندگی عاطفی را تشکیل می دهند، زیرا در موقعیتهای ذهنی مهم تجلی می کنند. ویژگی حالتهای هیجانی این است که اختلالهای روانی و فیزیولوژیک به همراه می آورند. بخش ظاهری این اختلالها جلوه ی هیجان نامیده می شود

دانشمندان فراوانی درباره هیجان تحقیق کرده‌اند. ویلیام جیمز، اولین محققی است که برای هیجان یک الگوی فیزیولوژیکی ارایه داد و چارلز داروین یکی از اولین دانشمندانی بود که هیجان را به طور سیستماتیک مطالعه کرد.

  هدف او از نشان دادن هیجان در میان انسان‌ها، شاهدی برای نظریه تکامل‌اش بود. او در سال ۱۸۷۲ کتاب خود را با عنوان “ابراز هیجان در انسان‌ها و حیوانات” منتشر کرد.

  همگانی بودن حالت‌های چهره هنگام ابراز هیجان، تاییدی برای ادعای داروین مبنی بر ذاتی بودن واکنش‌ها و داشتن تاریخچه تکاملی برای هیجان‌ها می‌باشد.

ازنظر برخی روانشناسان برای بیان تمام حالات احساسی و روانی مثبت و منفی و علایم جسمانی و روانی همراه آن به کار می رود. به عبارت دیگر هیجان ، تغییرات جسمی و روانی است که مستقیمآ به دنبال ادراک یک واقعیت تحریک کننده حاصل می شود . مواردی چون خشم، ترس ، عشق ، محبت ، تنفر ، امید، نا امیدی ، نگرانی ، احساس حقارت ، غرور ، غم ، اندوه ،شادی ، تعجب ، شرم ، پشیمانی ، دلسوزی و… از نمونه های قابل ذکر اشت.

هیجان ها در روان‌شناسی معمولاً به احساسها واکنش‌های عاطفی اشاره دارند، هر هیجان از سه مؤلفهٔ اساسی برخورد است:
۱- مؤلفهٔ شناختی، افکار، باورها و انتظارهایی که نوع و شدت پاسخ هیجانی را تعیین می‌کنند. آنچه برای یک فرد فوق‌العاده لذت بخش است، ممکن است برای دیگری کسل کننده یا آزارنده باشد.

۲- مؤلفهٔ فیزیولوژیکی که شامل تغییرات جسمی در بدن است. برای مثال، هنگامی که بدن از نظر هیجانی به واسطهٔ ترس یا خشم برانگیخته می‌شود، ضربان قلب زیاد می‌شود، مردمک‌ها گشاد می‌شوند و میزان تنفس افزایش می‌یابد. اکثر هیجان‌ها شامل یک انگیختگی کلی و غیر اختصاصی دستگاه عصب هستند.

۳- مؤلفهٔ رفتاری، به حالت‌های مختلف ابراز هیجان‌ها اشاره می‌کند. جلوه‌های چهره‌ای، حالت‌های اندام و حرکت‌های بیانگر، و آهنگ صدا همراه با خشم، لذت، شادی، غم، ترس و هیجان‌های دیگر تغییر می‌کنند.

*علایم ظاهری هیجان :

جلوهٔ چهره ای مهم‌ترین شکل ارتباط هیجانی هستند. بررسی‌هایی که صورت گرفته‌اند، نشان می‌دهند که برخی از جلوه‌های خاصِ چهره‌ای، ذاتی هستند؛ و بنابراین، در همه جای دنیا آن‌ها را می‌شناسند.
هیجان‌ها متشکل از الگوهای پاسخ‌های فیزیولوژیکی و رفتارهای مخصوص به نوع هستند؛ و در واقع غالباً از نظر مردم هیجان همان احساسی است که به فرد دست می‌دهد؛ ولی هیجان یک رفتار است نه یک تجربهٔ خصوصی و پدیده‌ای است که در بقای نوع و تولید مثل نقش دارد.
از علایم هیجان میتوان به تپش قلب و بالا رفتن فشار خون اشاره کرد.

»»» در یک جمع بندی به زبان ساده می توان گفت که هیجان در واقع پاسخی است که به احساسات مان می دهیم. به دیگر بیان هیجان می تواند غم باشد که بیان آن گریه است یا خوشحالی باشد که بیان آن خنده است.
هیجانات افکار، باور ها و انتظاراتی که داریم پاسخ ما را به آن هیجان مشخص می کند. به همین دلیل یک هیجان می تواند پاسخ های متفاوتی را در افراد مختلف ایجاد کند. همچنین تغییرات جسمی مانند افزایش ضربان قلب، گشاد شدن مردمک چشم یا افزایش تعداد تنفس را در هیجاناتی مانند ترس یا خشم ممکن است تجربه کنیم. این هیجانات بخشی طبیعی از زندگی افراد است که خصوصا در سن نوجوانی ممکن است پررنگ تر از دیگر سنین به نظر برسد
————————————————————————————————————–
منابع :

۱٫ پورافکاری، نصرت‌ا…؛ فرهنگ جامع روان‌شناسی – روان‌پزشکی، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۷۳، جلد اول، ص ۴۹۵٫

۲- زمینه روان‌شناسی؛ ص ۶۳٫

۳- ویکی پدیا

۴- تبیان

نظرات بسته شده‌اند.