مهارت های زندگی (۳۱) فصل پنجم؛ انواع موضوعات و سطوح مختلف مهارت های زندگی/ قسمت هفتم : شناخت فشار عصبی و مهارت مقابله با آن ( ۲- عوامل ایجاد کننده )

«استرس همواره به علت عوامل ناخوشایند و نامطلوب در فرد به وجود نمی آید. یک مژده بسیار مسرت بخش و موفقیت غیر منتظره در یک مسابقه بزرگ نیز می تواند برای فرد ایجاد استرس کند به همان گونه که یک خبرناگوار و یک تسلیت ناگهانی نیز چنین است. »

مبحث: فرهنگی پرورشی
عنوان اصلی: مهارت های زندگی
عنوان فرعی: توضیح مهارت شناخت و مقابله با فشار عصبی
عنوان فرعی تر : عوامل ایجاد کننده

** عوامل ایجاد کننده فشارعصبی ( استرس ):

*عوامل به وجود آورنده استرس را می توانیم به دو دسته عوامل فردی و گروهی تقسیم کنیم:
– عوامل ایجاد کننده استرس فردی حاصل خصوصیات و ویژگی های فردی است.
– عوامل به وجود آورنده استرس گروهی زائیده روابط جمعی اند.

۱- عوامل ایجاد کننده استرس فردی :
تعارض در نقش یکی از عومل ایجاد کننده استرس فردی به شمار می آید. در زمینه کاری تعارض در نقش می تواند موجد استرس باشد بدین ترتیب که اگر بین وظایف و مسئولیتهای شغلی، قوانین و مقررات، منابع و امکانات و انتظارت و توقعات از فرد در شغلش تطابق کافی وجود نداشته باشد نوعی تعارض ایجاد و موجب فشار عصبی در فرد می شود. ابهام در نقش شغلی فرد نیز که ناشی از نا آگاهی و عدم وجود اطلاعات لازم در مورد شغل است می تواند عامل استرس شود. زمانی که ارتباطات در سازمان ضعیفند، آموزشهای لازم وجود ندارد و اطلاعات مورد نیاز در اختیار کارکنان قرار نمی گیرند این ابهام نقش بیش تر و احتمال بروز فشار عصبی افزون تر خواهد شد.
تعارض در هدفهای فردی نیز ممکن است عامل فشار عصبی واقع شود. تعارض ناشی از هدف را به سه نوع تقسیم کرده اند:
۱- تعارض خواست – خواست
۲-  تعارض خواست – نا خواست
۳-  تعارض ناخواست – ناخواست

۱-۱ ) تعارض خواست – خواست :
در هدف های زمانی پیش می آید که انسان چند هدف مطلوب و دلخواه دارد اما نمی تواند تمامی آنها را با هم تحقق بخشد. مثلاً فردی که در مقابل دو شغل دلخواه قرار گرفته است و نمیتواند کدام را انتخاب کند ممکن است دچار فشار عصبی شود.
۱-۲) تعارض خواست – نا خواست :
هنگامی رخ میدهد که انسان مایل است به هدفی دست یابد و در همان حال می خواهد از آن هدف بگریزد و اجتناب کند. در اینگونه موارد هدف دارای دو جنبه مثبت و منفی است مثلاً شغل خوب و مسئولیت بیش از اندازه در شغل مذکور نمونه ای از تعارض خواست – نا خواست است که در آن فرد خواهان شغل خوب است اما مسئولیت بیش از حد را دوست ندارد و از آن احتراز میکند. یا اجرای یک برنامه اصلاحی برای مدیر که با اعمال آن، وی عده ای از طرفداران خود را ازدست میدهد نمونه ای دیگر از تعارض خواست– نا خواست است زیرا مدیر مایل به اجرای برنامه است ولی در عین حال نمی خواهد گروهی از حامیان خود را از دست بدهد.
۳-۱) تعارض ناخواست-ناخواست :
تعارض ناخواست ناخواست سازمانی زمانی پیش می آید که فرد میخواهد از دو هدف اجتناب کند اما امکان احتراز از هردوی آنها وجود ندارد. بعنوان مثال کارمندی که از بیگار شدن بیزار است در عین حال از کار در محیط سازمان و نحوه سرپرستی نیز دل خوشی ندارد. تعارض در چنین حالتی می تواند موجبات فشار عصبی را در افراد فراهم سازد و تعادل آنان را بر هم بزند. اتفاقات و تغییـرات غیـر منتظـره درزندگی شخصی نیز میتواند از علائم ایجـاد کننده استـرس باشـد مانند جدایی از همسر، مرگ نزدیکان و عزیـران، بیمـاری‌هـای سخت و لاعلاج و….

۲-۲ ) عوامل ایجاد کننده استرس گروهی :
از جمله عوامل ایجاد کننده استرس گروهی می توانیم به تعارضاتی که بین افراد و گروه ها در سازمان اتفاق می افتد اشاره کنیم. بعنوان مثال عضویت فرد در گروهی که با افراد گروه مذکور هیچ گونه تجانس ندارد باعث فشار عصبی می شود یا هدفهای آشتی ناپذیر در ارتباطات بین افراد ممکن است موجبات فشار عصبی را برای آنان فراهم سازد. هدفهای متعارض بین رئیس و مرئوس، کارگر و کارفرما، ارباب رجوع و کارمند هم می تواند جزء عوامل ایجاد کننده استرس گروهی بشمار آیند. در ارتباطات در صورتی که فرد خود و دیگران را به درستی بشناسد و درک کند کمتر دچار استرس خواهد شد در حالی که در صورت عدم شناخت خود یا دیگران و یا عدم آگاهی از خود و دیگران امکان تعارض بسیار است و مآلاً ( در نتیجه) امکان ایجاد استرس را نیز افزایش می یابد.
»»» ادامه دارد
»»» مقاله بعدی ؛ علائم استرس
———————————————————————————————————————
ویرایش توسط : دفتر مشاوره موسسه فرهنگی دانش.

نظرات بسته شده‌اند.