مهارت های زندگی (۲۷) فصل پنجم؛ انواع موضوعات و سطوح مختلف مهارت های زندگی/ قسمت ششم : توضیح مهارت ارتباط موثر (۳- سبک های ارتباط برقرار کردن با دیگران)

 25322620215883475319046104152336939214183

«« روان شناسان ها می گویند تا جایی که می توانید از ۳ سبک ارتباطی اول (یعنی پرخاشگرانه، منفعلانه و منفعل – پرخاشگر) اجتناب کنید و به جایش سبک ارتباطی جرأتمندانه را دریابید؛ به همین خاطر ما ۳ سبک اول را در بخش تقسیم بندی می آوریم و سبک جرأتمندانه را به عنوان پیشنهاد و سبک غالب…»»

مبحث: فرهنگی پرورشی
عنوان اصلی: مهارت های زندگی
عنوان فرعی: توضیح مهارت ارتباط موثر
عنوان فرعی تر : سبک های ارتباط برقرار کردن با دیگران

مقدمه )تعریف سبک های ارتباطی

ما در طول هر روز با هزار تا آدم ارتباط و رفتار ارتباطی داریم؛ از پول دادن به راننده تاکسی ارتباط به حساب می آید تا جرو بحثی که سر قیمت لباسی که تازه خریده ایم با بزرگترها می کنیم. واقعاً خیلی سخت است که همه این رفتارهای ریز و درشت ارتباطی را در چند تا طبقه یک کاسه کنیم اما روان شناس ها این کار را کرده اند آنها می گویند ما در ارتباط با دیگران، یا پرخاشگرانه برخورد می کنیم یا منفعلانه یا منفعل-پرخاشگر یا جرأتمندانه. خوبی این طبقه بندی این است که ضمن دسته بندی کردن، پیشنهادهای کاربردی هم دارد. در واقع روان شناسان ها می گویند تا جایی که می توانید از ۳ سبک ارتباطی اول (یعنی پرخاشگرانه، منفعلانه و منفعل – پرخاشگر) اجتناب کنید و به جایش سبک ارتباطی جرأتمندانه را دریابید؛ به همین خاطر ما ۳ سبک اول را در بخش تقسیم بندی می آوریم و سبک جرأتمندانه را به عنوان پیشنهاد؛ فقط یادتان باشد که هر کدام از ما ممکن است همه این سبک ها را در زندگی روزه مره مان با آدم های مختلف امتحان کنیم اما چیزی که سبک ارتباطی ما را معلوم می کند غالب بودن یکی از این ۴ سبک نسبت به ۳ تای دیگر است.

۱- سبک ارتباطی منفعلانه assertiveness2
کسی که سبک ارتباطی منفعلانه ای دارد، نه در مقابل در خواست های غیر منطقی دیگران کاری می کند و نه خودش می تواند در خواست معقولش را با دیگران مطرح کند. کلاً آدم های منفعل کار خاصی جز پذیرفتن و نگفتن و خود خوری انجام نمی دهند. آنها به حقوق شخصی خودشان بی توجهند، به دیگران اجازه می دهند به حریم شخصی شان تعرض کنند و کلاً اولویت زندگی شان خواسته های دیگران است و نه خواسته های خودشان. مثلاً اگر شما از یک منفعل بخواهید که به شما ۳۰ هزارتومان قرض دهد، حتی اگر این رقم، تمام پول توجیبی اش باشد و برایش برنامه ها داشته باشد و حتی اگر شما سابقه دو در کردن و پس ندادن پول داشته باشید، منفعلانه پولش را به شما قرض می دهد.

– نشانه های کلامی و غیر کلامی:
سر گردانی و از این شاخه به آن شاخه پریدن، من و من کردن و صریح نبودن، از نشانه های کلامی و صدای آرام و لرزان، نگاه سرگردان و سر رو به پایین از نشانه های غیر کلامی سبک منفعلانه است.

– چرا سبک منفعلانه؟
دلیل های زیادی وجود دارد برای اینکه یک نفر منفعلانه رفتار کند؛ ترس از تأیید نشدن، ترس از انتقاد، ترس از اینکه بی ادب به نظر برسد، ترس از به وجود آمدن تعارض بین او و طرف مقابل، ترس از بازی خوردن از طرف دیگران و از همه مهم تر، ماهر نبودن در ابراز احساسات به شیوه جراتمندانه.

– نتیجه رفتار منفعلانه
احساس خشم از خود، تنفر از دیگران و در کل ناکام ماندن، پایین تر رفتن اعتماد به نفس، خارج شدن روابط با دیگران از کنترل شخصی و پایین رفتن عزت نفس.

۲- سبک ارتباطی پرخاشگرانه 4552993e-76a6-4c9b-9f9f-47a40650c326
اگر سبک ارتباطی منفعلانه یک طرف طیف باشد، سبک ارتباطی پرخاشگرانه دقیقاً آن طرف طیف است؛ یعنی هر چه به حریم شخصی آدم های منفعل تجاوز می شود، آدم های پرخاشگر به حریم شخصی دیگران تجاوز می کنند. وقتی از سبک ارتباطی پرخاشگرانه استفاده می کنیم، هم برای درخواست کردن و هم برای جواب دادن به درخواست دیگران فقط یک راه بلدیم؛ پرخاش! از دعوا کردن با کسی که خارج از نوبت در صف ایستاده گرفته تا گفتن «مگه من قیم توام؟» در مقابل در خواست یک قرض کوچک.

– نشانه های کلامی و غیر کلامی :
تهدید کردن، استفاده از کلماتی مثل «باید» و «هیچ راهی ندارد» در اول جمله های در خواستی و برچسب زدن به دیگران، از نشانه های کلامی و صحبت کردن با صدای بیش از حد بلند، زدن دست به کمر و کلاً قیافه همیشه حق به جانب گرفتن از نشانه های غیر کلامی سبک پرخاشگرانه است.

– چرا سبک پرخاشگرانه؟
واقعاً چرا یک نفر باید همه زندگی اش را با توپ و تشر بگذارند؟ شاید در نظر اول درست به نظر نیاید اما آدم های این چنینی ترسوتر از بقیه آدم ها هستند. آنها از شکست می ترسند و اتفاقاً اعتماد به نفس کمتری نسبت به بقیه دارند؛ ضمن اینکه همین که چند بار رفتار پرخاشگرانه موفق باشد، آدم ها یاد می گیرند که در موقعیت های دیگر هم پرخاشگرانه رفتار کنند. آدم های پرخاشگر از اینکه می توانند با این شیوه دیگران را به خیال خودشان مدیریت کنند لذت می برند. دست آخر هم اینکه بالاخره این طور رفتار کردن یک راهی است برای خالی کردن خشمی که از جای دیگر سرچشمه گرفته است.

– نتیجه رفتار پرخاشگرانه : 
. آدم پرخاشگر با این کارش اول از همه، زمینه یک تعارض و کشمکش با طرف مقابلش را به وجود می آورد.
اصلاً خیلی از دعواهای خیابانی وقتی پیش می آید که هر دو طرف می خواهند از سبک پرخاشگرانه استفاده کنند.
حالا گیرم که طرف به اصطلاح بزرگواری کند و دعوا پیش نیاید؛ همین که هم احترام به دیگران و هم احترام به خود ما لطمه دیده است چیز کمی نیست. به هرحال،هیچ کس یک نفر را که همه کارهایش را با دعوا پیش می برد آدم محترمی نمی داند.

۳- سبک ارتباطی منفعل پرخاشگر : img16555188
پیچیده ترین سبک ارتباطی در عالم همین سبک منفعلانه- پرخاشگرانه است؛ یعنی یک نفر پرخاشگری اش را با «انجام ندادن» یک کار بروز دهد.[مثل لجبازی ] معمولاً مثالی که در کتاب های روان شناسی درباره این سبک می زنند جناب کارمندی است که پشت میزش می نشیند و به ارباب رجوعش جواب تند می دهد یا عمداً کار ارباب رجوعش را عقب می اندازد. اما فقط کارمندهای این چنینی پرخاشگر منفعل نیستند؛ همین که ما جواب تلفن کسی را که از او خوشمان نمی آید نمی دهیم، همین که با یک نفر لج می کنیم، همین که عمداً سر قراری دیر حاضر می شویم، همه وهمه پرخاشگری در قالب یک کار است.

– نشانه های کلامی و غیرکلامی :
شاید طعنه و کنایه یک جورهایی نشانه کلامی سبک پرخاشگرانه- منفعل باشند اما معمولاً نشانه های غیر کلامی مثل بی اعتنایی و خود را به کری و کوری زدن، بهتر این سبک را نشان می دهند.

– چرا سبک منفعل -پرخاشگر؟ :
بعضی ها می گویند دلیل های عمیق روانکاوانه ای پشت همین رفتار پرخاشگر-منفعل هستند اما اگر بخواهیم کمی ساده تر نگاه کنیم، رفتارهای پرخاشگرانه منفعلانه، هوشمندانه انتخاب شده اند. معمولاً کسی که از این سبک استفاده می کند، هم از تبعات پرخاشگری فعال گریخته است و هم به اصطلاح خشمش را سر طرف مقابلش خالی و دلش را خنک کرده است.

نتایج رفتار منفعل- پرخاشگر
شما نسبت به کارمندی که حضور شما را نادیده می گیرد چه احساسی پیدا می کنید؟ معمولاً وقتی که پرخاشگر – منفعل ها همین قدر مستقیم از سبکشان استفاده می کنند، تبعاتی مثل خشمگین شدن طرف مقابلشان را باید بپذیرند.
کسی به پرخاشگر -منفعل ها نمی گوید با هوش، می گوید موذی (وهمزمان روباهی را به ذهنی می آورد)؛ یعنی به هر حال احترام اجتماعی با استفاده زیاد از این سبک از بین می رود. وقتی هم که رفتار پرخاشگرانه – منفعلانه این قدر مستقیم نباشد- مثلاً ریجکت کردن تلفن همراه- آدم کم کم خودش از خودش بدش می آید.

۴-سبک ارتباطی جرأتمندانهمحترمانه، منطقی، قاطعn00028702-b

( سبک پیشنهاد شده برای ارتباط موثر) 
سبک ارتباطی جرأتمندانه، نه در حد سبک پرخاشگرانه، خشن است و نه در حد سبک منفعلانه، پذیرنده. در سبک ارتباطی جرأتمندانه که بهترین و سالم ترین سبک ارتباطی است، ما به راحتی در خواست هایمان را مطرح می کنیم و به راحتی به درخواست دیگران «نه» می گوییم. البته یاد گرفتن این سبک به همین راحتی ها هم نیست. ما وقتی جرأتمندیم که علاوه بر قاطع بودن، محترم و منطقی هم باشیم؛ یعنی باید همزمان، هم هوای خودمان را داشته باشیم، هم هوای احساسات دیگران را و هم هوای اصول کتاب منطق سوم دبیرستان را!
در یک تقسیم بندی سر دستی، رفتار جرأتمندانه به «درخواست قاطعانه» و «نه گفتن قاطعانه» تقسیم می شود. خیلی ها نمی دانند که چطور باید با یک نفر در خواستشان را مطرح کنند. آنها نه «در باجه یک بانک» می توانند درست و درمان به کسی که جلو زده است، بگویند صف را رعایت کند و نه «در زیر درختان زیتون» می توانند بدون اته پته خواستگاری کنند! برای این آدم ها این مسیر ۳ گامی به درد می خورد:

قدم اول:در خواستتان را سبک سنگین کنید
اول با خودتان فکر کنید که واقعاً این درخواست شما در حد توانایی ها و اختیارات طرف مقابلتان هست؟ آیا او فقط می تواند شما را راهنمایی کند یا می تواند کل مشکلتان را حل کند؟ آیا میزان در خواستتان با میزان صمیمیتی که بینتان است می خواند یا نه؟

قدم دوم:وضعیت خودتان را شرح دهید
شما باید اول جمله در خواستتان، وضعیتی را که در آن قرار دارید شرح دهید؛ مثلاً اگر می خواهید از دوستتان قرض بگیرید باید برایش وضعیت بغرنج مالی تان را با جزئیات شرح دهید یا اگر می خواهید که یک نفر سیگار نکشد، باید بگویید که چقدر دود سیگار، شما را اذیت می کند.

قدم سوم:درخواست خود را دقیق، قابل اجرا و محترمانه بیان کنید
مبهم حرف نزنید؛ مبهم حرف زدن افت درخواست است. اینکه مثلاً به یک نفر بگویید، «فعلاً از اتاق برو بیرون» حتی اگر برایش شرح داده باشید که چه امتحان خفنی پیش رویتان است و اگر بیفتید چه می شود و چه، باز هم درخواست درستی نیست. طرف مقابلتان باید دقیقاً بداند که چه کار باید بکند؛ مثلاً «یک ساعتی از اتاق بیرون باش». تا جایی که می توانید از فعل منفی استفاده نکنید. به جای اینکه به مامان جان بگویید که فلان غذا را درست نکن، دستور فرمایید که به جایش یک غذای ساده تر درست فرمایند. اگر این جمله ما با پیشنهادهایی هم همراه باشد که بهتر؛ مثلاً به جای «به من توجه کن» بگویید «می شود یک لحظه به من نگاه کنی؟»

نظرات بسته شده‌اند.